تبلیغات
از رفتنت دهان همه باز... انگار گفته بودند: پرواز! پرواز!

از رفتنت دهان همه باز... انگار گفته بودند: پرواز! پرواز!
این جا ، جای پای اوست...
قالب وبلاگ
نظر سنجی
آیا از این وبلاگ راضی هستید؟



متأسفانه برخی از افراد فرق چاله خیابانی حرف زدن با محترمانه حرف زدن را نمی دانند.از جمله صاحب این وبلاگ.این یک هشدار جدی و غیر قابل بازگشت است.ظرف 24ساعت پس از انتشار این مطلب،چنانچه آقای امین سوته دل دلیلی محکمه پسند برای طرز نادرست حرف زدن خود ارائه ندهند،این وبلاگ به سرعت حذف خواهد شد.این هشدار برای تمام صاحبان وبلاگ های هک شده است.تا کنون به دلیل بی ادبی تعداد زیادی از این افراد وبلاگ های آن ها حذف و یا در حال حذف است.هیچ کس حق هیچگونه توهینی به هیچ یک از افراد گروه را ندارد.فرزندان صالح این انقلاب،غرور و شخصیت خود را در جوی هایی که بعضی از این افراد ادبشان را از آنجا کسب کرده اند نیاورده اند که این بی حرمتی هارا تحمل کنند.
والسلام




[ پنجشنبه 5 آبان 1390 ] [ 02:17 ب.ظ ] [ امین ]

در پی شدت گرفتن ظلم و ستم به مسلمانان ـ و بویژه شیعیان در بحرین، عربستان، آذربایجان و پاکستان تعدادی از طلاب و فعالان سایبری حزب الله، با الگو گرفتن از دستور امام صادق(ع) برنامه‏ای تحت عنوان 40 روز دعا و تضرع برای تعجیل در فرج را برنامه‏ریزی کرده‏ اند.
ادامه مطلب

[ پنجشنبه 5 آبان 1390 ] [ 11:03 ب.ظ ] [ امین سوته دلان ]
تیتر:لیبیایی ها با جنازه ی قذافی عکس یادگاری می گیرند.

سوته دل میگه:حالا کاری نداریم میت رو زمین نباید بمونه و پدر اون گور به گوری رو درآوردین و حالا کنارش عکس میگیرین که برین به آشناهاتن نشون بدین و بگین:"ببین،من کشتمش"...اینا به کنار
آما.طبق پیشبینی های بنده مصری ها یه کم حسودیشون میشه و میگن:" یعنی چی آقا؟چطور دیکتاتور اونا مرده باهاشه باهاش عکس هم بگیرین اونوقت دیکتاتور ما تو قفس نفس بکشه و عین مرده ها افتاده باشه ما باهاش عکس نگیریم؟ملت بریزین خفه کنین این نامبارک رو باهاش عکس بگیریم"..اینم به کنار
بدبختی اینه که مصری ها گفتن ما میخوایم جنازه ی محمدرضا شاه رو بفرستیم ایران،چون اگه اینجا باشه مانع شکل گیری روابط دوستانه ی ما با ایران میشه.
آخه یکی نیست بگه:اون گور به گوری رو یه بار ملت ایران گور به گورش کردن،حالا شما میخواین    گور به گورش کنین پسش بدین؟؟؟عجبا!!!
د اگه وقتی اونجاست مانع میشه،که خوب شما بخواین بفرستینش بیشتر معرکه میشه که،اونوقت دیگه خواب روابط صلح آمیز رو ببینینا!!از ما گفتن
د اگه جای اینا اینجا بود که قبر پدرش رضا قلدر که خالی نبود که(این یعنی پدره رو هم گور به گور کردن)

اصلا جنازه ی این شاها.همش دردسره.این از اینا اون از برادر و ولیعهد ملک عبدالله.وقتی مرد، هنو کفنش خشک نشده پسراش با پسرای ملک عبدالله سر جانشینی دعواشون شد.اونا میگفتن بابای ما ولیعهد بوده دو روز دیگه که عمو مرد شاه ماییم،اونوریا میگن:چی چی میگی بابای ما همین الان شاهه ،بعدشم ماییم.بعد یهو اون نخست وزیره؟ کیه؟میپره وسط میگه بیشین بینیم ابو(ابو یعنی بابا)مگه مملکت قانون نداره؟فقط خودم و خودم.آقا یک قاراشمیشی میشه که نگو
بزار یه حدیث از پیامبر(ص)بگم روحت شاد شه
میفرمایند:"پس ازمرگ عبدالله در حجاز  حکومت های چند روزه وچند ماهه و چند ساله تشکیل میشود "
یه جای دیگه هم میگن:"...هرکس سه بار خبر مرگ عبدالله را به من بدهد من سه بار مژده ی ظهور به او خواهم داد"
اینم گفتم که روحتون شاد شه.
آما.ختم کلوم.این گور به گوریا  لاشه شونم دردسر سازه.خدا به خیر بگذرونه.
یاعلی



طبقه بندی: امین سوته دل،
[ چهارشنبه 4 آبان 1390 ] [ 10:43 ب.ظ ] [ امین سوته دلان ]
تیتر:بازار همسریابی در چین

سوته دل:خبرها و شواهد حاکی از وجود یه بازار داغ همسریابی تو چینه.البته فکر نکنین یه مشت دختر و پسر میرن اونجا وامیستن بعد هرکی ترشیده باشه میاد یکی برمیداره ها!نه.اینجوری نیست. اینجوریه،ببینین:


قضیه اینه که ملت دوست و برادر و همسایه و کلا هموطنای چینیمون میرن یه کاغذ برمیدارن روش مشخصات مینویسن میچسبون تخت سینه ی درخت یا به بندش میکشن.مثلا یکیشون نوشته بوده:
"
دختری هستم متولد ۱۹۸۱ با ۱۶۰ سانتیمتر قد دارای تحصیلات عالیه ، مدیر پروژه در یک شرکت خارجی با حقوق بالا. بدنبال فردی هستم متولد سالهای ۱۹۷۴ الی ۱۹۸۲ که در قبال خانواده خود مسئولیت پذیر باشد"
بعد برادران و خواهران چینی میان میخونن،انتخاب میکنن بعدشم خواستگاریو به سلامتی دیری ری ری ری ری ...(بزن دست قشنگه رو)
آما
از یه نکته نباید غافل شد که فرهنگ و ببین تو رو خدا،برا همسریابی هم اومدن طناب بستن،تبلیغاتشون رو آویزون میکنن به طناب.حالا اگه اینجا بود کل در و دیوار شهر رو یه عده از صبح چسب میزدن اعلامیه میچسبوندن.هنوز فکر کنم اگه بگردین تبلیغات ریاست جمهوری دولت هفتم هشتم رو بتونین پیدا کنین.(این فقط یه گوشزد بود)
بازم آما
پیشنهاد ما به عنوان خیرخواه هموطنامون اعم از چینی و ملامین...نه ببخشید،ایرانی اینه که بابا گلی به جمالت برادر خواهر چینی من این کارا چیه آبروی خودتو میبری، میگن ترشیدی.زشته. بنده پیشنهاد میدم شما برین اول این اعلامیه هاتون رو بکنین،بعد برین سفارت ایران تو چین میگین ما رو امین سوته دل فرستاده.چی؟امین سوته دل.یادتون نره.بعد میگی همتون رو باهم کمپلت،به صورت پکیج صادر کنن به ایران، اینجا که رسیدین میگین ما کره ای هستیم.ملت ایران فیلم کره ای زیاد دیدن آمادگیش رو دارن ترجیحا اونایی که شبیه یانگوم و سوسانو و جومونگ و رفقاشون و... هستن،اولویت دارن.اینجوری هم مشکل ازدواج حل میشه هم نفوس مسکن.چون چینیا خونه میسازن 2متر در2متر توش که میری میبینی قصره.آره بابا یَک چیزایین اینا
بعد جمعیت دورگه که زیاد شد چون همه چینیا باهم فامیلن،ما هم کلا یه دفعه با همه چینیا فامیل میشیم بعد یه پل میزنیم ایران و چین رو وصل میکنیم به هم میشیم یه کشور.اسمشو میزاریم مثلا "چیران" خیلی هم قشنگه.
مشکل اقتصاد هم حل میشه.چون دیگه جنس چینی نداریم که،همشون میشن تولید داخل
دیگه ازین بهتر.من دیگه چقدر به فکر ملت باشم.برین خوش باشین



طبقه بندی: نوشته جات، امین سوته دل،
[ دوشنبه 2 آبان 1390 ] [ 01:38 ب.ظ ] [ امین سوته دلان ]
تیتر:روستاهای اروپا تا سال 2020 مجهز به اینترنت 20mb/sخواهند شد.

سوته دل میگه:خوب الحمدالله مشکل دانلود دهاتی های اروپا هم حل شد و فقط دیگه مونده مشکل لود صفحات وب برا پایتخت نشینامون وبعد هم اگه خدا قسمت کنه برا کلان شهرها و بعد خورده شهرها و ایشالله تا سال
3020 نوبت روستایی هامون هم میرسه.نگران نباشین شما فعلا از غوره حلوا بسازین که بسی ثواب داره.


ادامه مطلب

طبقه بندی: امین سوته دل،
[ جمعه 29 مهر 1390 ] [ 09:42 ب.ظ ] [ امین سوته دلان ]
سلام.من برگشتم
قضیه اینه که بعد از ماجرای هک و زدن وبلاگ جدید و دعوا و گیس و گیس کشی بین من و هکر و دیگر قضایا،بنده بعد کمی فکر و سرچ به این نتیجه رسیدم که این وبمو دوباره میخوام که البته تصمیم ندارم روند قبلی اینجا یعنی شعر و شاعری رو ادامه بدم،تو فکرشم یه انقلابی اینجا ایجاد کنم ولی هنو هیچی معلوم نی.
آما!ازون جا که بعد هک شدن،یه چی ما گفتیم یه چی هکر گفت،یه چی ما نوشتیم یه چی هکر نوشت،چهارتا فحش ما دادیم چهار تا هکر،بالاخره رو به مذاکره آوردیم (عین شوروی و امریکا).قرار شد ما اینجارو پس بگیریم به شرط عذرخواهی از هکرین.ما هم گفتیم باشه
و از همین جا اعلام معذرت خود را از هکرین به علت نشر بعضا توهین هایی به آنها اعلام میدارم.
تا اینجا شرط اون بود نه حرف دلم، ولی ازون جا اگه خودم جای هکر بودم عمرا بعد اون دعواها جواب خودم رو نمیدادم که هیچ وب رو هم حذف میکردم که خیالم راحت شه و دلم خنک،ولی بعد اینکه این مستر هکر به قولش فعلا عمل کرده یه تشکر هم از طرف خودم(جدا از شرط و شروط)اعلام میدارم.
فعلا وبلاگم اینجاست
(کلیک) ولی از دوستان خواهش میکنم اگه پیشنهادی درمورد روند فعالیت اینجا دارن بگن شاید فرجی شد.(باتشکر امین سوته دل)



[ جمعه 29 مهر 1390 ] [ 01:57 ب.ظ ] [ امین سوته دلان ]
مدتی قبل این وبلاگ به دلیل عملکرد نادرست صاحب وبلاگ هک شد،روال عادی هک این است که با بحث و منطق پس از روشن شدن دلیل هک،در صورت رفع نواقص،وبلاگ پس داده می شود.این یک روال عادی و مرسوم است.برخی افراد از جمله صاحب قبلی این وبلاگ ،با ناسزاهایی سعی در پایین آوردن این عملیات بزرگ دارند.متأسفانه با وجود اینکه گروه سعی جدی در بازگرداندن وبلاگ های هک شده داشت،فرد لوده و لات و الواتی که ادعای شعر داردبا به کار بردن الفاظی نامناسب برای دریافت نشان فاسد ترین موجودات دنیا است،ما را از این امر منصرف کردند.الحمدلله که همگان دیدند ایشان که ادعای علی داشتند و امام زمان اکنون با حرف هایی بسیار رکیک یک راست  در جهنم  گفتمان علی راه خواهند انداخت!الحمدلله که همگی متوجه شدند کار این گروه در هک این وبلاگ کاملا درست بوده و فرد صاحب وبلاگ یک فاسد به تمام معناست .و خدا را شکر که همه ی ادعا های این فاسد فی الارض بر باد رفت .
والسلام-ALMA CYBER MILITARY



[ یکشنبه 24 مهر 1390 ] [ 02:02 ب.ظ ] [ امین ]
گفتم یه حالی بهتون بدم

خونه ی مادربزرگه هزار تا قصه داره
خونه ی مادربزرگه شادی و غصه داره
خونه ی مادربزرگه حرفای تازه داره
خونه ی مادربزرگه گیاه و سبزه داره

خونه ی مادربزرگه هزار تا قصه داره
خونه ی مادربزرگه شادی و غصه داره
خونه ی مادربزرگه حرفای تازه داره
خونه ی مادربزرگه گیاه و سبزه داره


کنار خونه ی ما
همیشه سبزه زاره
دشتاش پز از بوی گل
اینجا همش بهاره
دل وقتی مهربونه , شادی میاد میمونه
خوشبختی از رو دیوار، سر میکشه تو خونه


خونه ی مادربزرگه هزار تا قصه داره
خونه ی مادربزرگه شادی و غصه داره
خونه ی مادربزرگه حرفای تازه داره
خونه ی مادربزرگه گیاه و سبزه داره






طبقه بندی: گوناگون،
[ دوشنبه 18 مهر 1390 ] [ 01:23 ب.ظ ] [ امین ]

در آن کرانه که دل با ستاره همزاد است

به من اجازه در اوج پر زدن داده است

در ان کرانه که همواره یک نفر آنجاست

که در پذیرش مهمان همیشه آماده است

در آن کرانه که خورشید پیش یک گنبد

بدون رنگ ز بازار حسن افتاده است

همیشه از تو سرودن چه سخت و شیرین است

شبیه تیشه زدن های سخت فرهاد است

سوال می کند از خود هنوز آهویی

که بین دام و نگاهت کدام صیاد است

دلم که دست خودم نیست این دل غمگین

همان دلی است که جامانده در گوهر شاد است

بدون فن غزل بی کنایه می گویم

دلم برای تو تنگ است شعر من ساده است...




طبقه بندی: سید حمیدرضا برقعی،
[ یکشنبه 17 مهر 1390 ] [ 11:49 ق.ظ ] [ امین ]

میان این همه غوغا، میان صحن و سرایت

بگو که می رسد آیا صدای من به صدایت؟

منی که باز برآنم که دعبلانه برایت

غزل ترانه بخوانم در آرزوی عبایت

 

من و عبای شما؟ نه من از خودم گله دارم

من از خودم که شمایی چقدر فاصله دارم

هنوز شعر نگفته توقع صله دارم

منی که شعر نگفتم مگر به لطف دعایت

 

چقدر خوب شد آری، نگاهتان به من افتاد

همان دقیقه که چشمم درست کنج گهرشاد

بدون وقفه به باران امان گریه نمی داد

هزار تکه شد این من به لطف آینه هایت

 

چنان که باید و شاید غزل غزل نشدم مست

که دست من به ضریحت در این سفر نرسیده است

من این نگاه عوامانه را نمی دهم از دست

اجازه هست بیفتم شبیه سایه به پایت؟

 

دوباره اشک خداحافظی رسیده به دامن

دوباره لحظهء تردید بین ماندن و رفتن

و باز مثل همیشه در آستانهء در من ـ

کبوترانه زمین گیر می شوم به هوایت

 

 سکوت کرده دوباره جهان برای من و تو

نبود و نیست صدایی به جز صدای من و تو

و می روم به امید دوباره های من و تو

میان این همه غوغا میان صحن و سرایت




طبقه بندی: سید حمیدرضا برقعی،
[ یکشنبه 17 مهر 1390 ] [ 12:01 ق.ظ ] [ امین ]

ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس

خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس

آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان

جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس

آنجا که خادمینش از روی زائرینش

گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس

خورشید آسمان ها در پیش گنبد او

رنگی ندارد آری چیزی شبیه فانوس

رویای ناتمامم ساعات در حرم بود

باقی عمر اما افسوس بود و کابوس

وقتی رسیدی آنجا در آن حریم زیبا

زانو بزن به پای بیدار خفته در طوس...




طبقه بندی: سید حمیدرضا برقعی،
[ شنبه 16 مهر 1390 ] [ 11:45 ق.ظ ] [ امین ]

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد

ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم

مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت

فرش گسترده و در دست گلایل دارد

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز

ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز

می خرم از پسرک هر چه تفال دارد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها

تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد...




طبقه بندی: سید حمیدرضا برقعی،
[ جمعه 15 مهر 1390 ] [ 07:40 ب.ظ ] [ امین ]

قلب عزیز لطفا بی جهت خودت را  درگیر هر چیزی نکن ، کار تو فقط خون رساندن است فقط همین ...

جملات زیبا گیله مرد




طبقه بندی: عکس و ویدئو،
[ جمعه 15 مهر 1390 ] [ 04:36 ب.ظ ] [ زهرا ]

 میدونی چرا مردم کلک میزنند و دروغ میگن ؟

 بخاطر اینکه  اونها میدونند بخشش گرفتن از اجازه گرفتن آسونتره

جملات زیبا گیله مرد




طبقه بندی: عکس و ویدئو،
[ جمعه 15 مهر 1390 ] [ 12:09 ب.ظ ] [ زهرا ]
من تنها هستم اما تنها من نیستم
                        ****************

امروز

    فرصتی است برای

            جبران دیروز و

                          ساختن فردا

                       ************

گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی، دیگر
 
نفسی برای ماندن در کنار او باقی نخواهد
 
ماند.





طبقه بندی: گوناگون،
[ جمعه 15 مهر 1390 ] [ 12:02 ب.ظ ] [ زهرا ]
جوحی به حج واجب ماه رجب رسید
همراه شیخنا که به درک رطب رسید
می خواست تا شراب طهوری دهد به ما
جوشید آنقدر که به آب عنب رسید
صبحی به منبر آمد و فرمود باک نیست
گر واجبات رفت به ما مستحب رسید
از نو صلا زدند که ما را وجب کنند
از رای‌ها به شیخ همان یک وجب رسید
مشت و وجب برای همین آفریده شد
بی آنکه انتخاب شود منتخب رسید!
جمعی وضو نکرده دویدند در صفوف
آخر نماز جمعه نخواندند و شب رسید
هر کس که دم زد از ادب مرد حرف بود
هر کس که فحش داد به فیض ادب رسید
بعد از سه ماه شعبده رنگ و ننگ و زنگ
آیینه شکسته شان از حلب رسید
شکر خدا که عابد و زاهد به هم شدند
این از جلو در آمد و آن از عقب رسید
دنبال کرسی اند بر این سنگ آسیا
دندان کرم خورده شان تا عصب رسید
با غرب و شرق مسخره بازان یکی شدند
نوبت به ریشخند سران عرب رسید
گوساله‌های سامری از طور آمدند
با سبز اشتری که بر آن بولهب رسید
چیزی نبود حاصل شان از هجوم وهم
جز مشت ریسمان که به کام حطب رسید
خاموشی ام مبین که در این آتش نفاق
روحم به چشم آمد و جانم به لب رسید



طبقه بندی: علیرضا قزوه،
[ جمعه 15 مهر 1390 ] [ 12:01 ب.ظ ] [ امین ]

هر چند که دیر یادمان افتاده ست

اینکه تو نیامدی دلیلش ساده ست

ما تا سر کوچه آب و جارو کردیم

گفتیم بیا جهان ما آماده ست

***

بر محور بر نگشته ها می گردیم

بر گرد خدا نگشته ها می گردیم

تاریخ نوشته ست ظهورت فرداست

دنبال تو در گذشته ها می گردیم 

 ***

امید نداریم و همه در بیمیم

تحریم شدیم و در پی تسلیمیم

جمعیم همه جمعه چه جمعی آقا

منهای شما ما همگی تقسیمیم

***

برخیز بیا ببین همینند و برو

یک لحظه کنارت بنشینند و برو

تنها هیجان دیدنت را دارند

یک بار بیا تو را ببینند و برو

***

مردانه مقابل حریفان آمد

پاکانه به جنگ با کثیفان آمد

آنقدر نیامدی به یاریمان تا

یارانه به یاری ضعیفان آمد

***

ماندیم که امروز بمانیم کجا

ما این تن لش را بکشانیم کجا

وقتی که بیایی همه جا تعطیل است

اصلا خودمان را برسانیم کجا

***

چون این طرفم به ماورا شک دارم

حتی به خودم به این صدا شک دارم

در اینکه بیایی به خدا شکی نیست

در اینکه بیایم به خدا شک دارم

 ***

هم درد و هم آواز توایم آقا جان!

جانباز سرافراز توایم آقا جان!

تا اینکه معافمان کنند از خدمت

گفتیم که سرباز توایم آقا جان!

 ***

شربت بدهیم و جانشین جمع کنیم

فعلن تو نیا که ما یقین جمع کنیم

یک هفته پس از نیمه شعبان باید

لیوان شکسته از زمین جمع کنیم

 ***

هی غصه تنها شدنت را خوردیم

یوسف شدی و پیرهنت را خوردیم

شعبان گذشته جایتان خالی بود

ما شربت دیر آمدنت را خوردیم




طبقه بندی: عباس صادقی زرینی،
[ جمعه 15 مهر 1390 ] [ 12:01 ق.ظ ] [ امین ]

مرغ سحر ناله سرکن، داغ مرا تازه تر کن

ز آه شرربار این قفس را بَرشِکَنُ و زیر و زِبَر کن


بلبل پَر بسته ز کنج قفس درآ، نغمهٔ آزادی نوع بشر سُرا

وَز نفسی عرصهٔ این خاک توده را پر شرر کن


ظلم ظالم، جور صیاد آشیانم داده بر باد

ای خدا، ای فـلک، ای طبیعت، شام تاریک ما را سحر کن


نوبهار است، گل به بار است، ابر چشمم، ژاله‌بار است

این قفس، چون دلم، تنگ و تار است


شعله فکن در قفس ای آه آتشین

دست طبیعت گل عمر مرا مچین


جانب عاشق نِگَه‌ ای تازه گل از این، بیشتر کن

مرغ بیدل شرح هجران مختصر، مختصر کن


عمر حقیقت به سر شد، عهد و وفا بی اثر شد

ناله عاشق، ناز معشوق، هر دو دروغ و بی ثمر شد


راستی و مهر و محبت فسانه شد

قول و شرافت همگی از میانه شد


از پی دزدی، وطن و دین بهانه شد

دیده تر کن!


جور مالک، ظلم ارباب، زارع از غم گشته بی تاب

ساغر اغنیا پر می‌ناب، جام ما پر ز خون جگر شد


ای دل تنگ ناله سر کن، از مساوات صرف نظر کن

ساقی گلچهره بده آب آتشین، پردهٔ دلکش بزن ای یار دلنشین


ناله بر آر از قفس ای بلبل حزین

کز غم تو، سینه من، پر شرر شد، پر شرر شد




طبقه بندی: گوناگون،
[ پنجشنبه 14 مهر 1390 ] [ 05:00 ب.ظ ] [ امین ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 22 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


من خدایی دارم که در این نزدیکی ست...

مهربان

خوب

قشنگ

چهره اش نورانی ست...

گاهگاهی سخنی میگوید با دل کوچک من...

ساده تر از سخن ساده من...

او مرا میفهمد.او مرا میخواند...

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

IranSkin go Up